مسئله اینست....
آقا قضیه ی "باقالی" و "باقلوا" دیشب که داشتیم از خونه مامان اینا برمیگشتیم اتفاق افتاد.... حالا نمیخوام با جزئیات ثبت کنم ولی قشششششنگ قابلیت اینو داشتم که سرش یه دلخوری اساسی راه بندازم و چند روز قهر و آغزی آجیلیخ... اما خب... صبح که رفته بود بربری بخره یهو با یه ظرف کوچک باقلوا اومد و بدینگونه ختم به خیر شد الحمدلله رب العالمین
به یاد قدیما :دی
