شب آخر ماه صفر
از مهمونی تو ماه صفر هیچ خوشم نمیاد
اما پیش میاد گاهی برام
عین قدیمی ها اعتقاد دارم صفر سنگینه
منم که طبق معلول وقتایی که روز شلوغی رو پشت سر بگذارم شب اصلا خوابم نمیبره، مدام حرفایی که بین خودمو بقیه رد و بدل شده تو ذهنم می چرخه...
آخه امشب مراسم قربونی داشتیم برای برادرشوهر دومم که رفته بود سوریه و لبنان، زیاد نبودیم ولی خب مهمونی بود، ظهر آبگوشتش رو خوردیم و شام جغور بغور با دست پخت خودم، منم آخر مهمونی اسپند دود کردم که حداقل سنگینی مهمونی تو شب آخر ماه صفر دفع بلا بشه
تا محرم صفر سال بعد کی مرده کی زنده؟
چه فراقی....😔
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۷/۲۶ ساعت 2:20 توسط آسمان آبی
|