شنیدم که میگن:

همونجایی که دیگه دنبال ثابت کردن
خودت به بقیه نیستی ،
و دیگه حوصله ی
بحث های اضافی رو نداری
همونجا سی سالگیه:))

نمی دونم چرا، ولی همیشه تصور عجیب غریبی از سی سالگیم دارم، خودم رو در سی سالگی، بسیار عاقل و بالغ و فهیم و جا افتاده تصور میکنم، یعنی از خودم انتظار دارم که این شکلی پا بذارم تو سی سالگی 

دست و دلم نمیاد بنویسم اما واقعنی در آستانه ی سی سالگی ام 

چند ماه دیگه 27 ساله میشم و عمر عین برق و باد میگذره و صفحه ی 30 سالگی منم بالاخره ورق میخوره(البته اگر عمری باشه)

اهداف زیادی دارم تا اون موقع، ان شاءالله که هرچی خیره، پیشه