خدا کجای زندگیمونه؟
وقتی یکی بهت حرفی میزنه ک دلخور میشی یا دلت میشکنه، ممکنه تحمّل نکنی، از کوره در بری و جوابشو بدی...
همین جواب دادن، چندتا نتیجهی منفی پشتش داره...
طرف مقابل هم باز جوابتو میده، دلخوری پیش میاد، حرفهایی زده میشه ک نباید، اگر بزرگتر از خودت باشه ک حرمتها هم شکسته میشه!
در نتیجه کینه ب وجود میاد...( همون چیزی ک خدا گفته توی دل هیچ مؤمنی نیست. و اگر باشه دعاش مستجاب نمیشه.)
.
ولی اگر جوابش رو ندی و سکوت کنی، یه مرحله ب خدا نزدیکتر میشی و آرامشش رو توی قلبت حس میکنی.
حالا اگر علاوه بر جواب ندادن و سکوت، ازش بگذری و ببخشیش؛ یه پلهی دیگه میری بالاتر...
اگر براش دعا کنی ک خدا هم ازش بگذره و ببخشتش، خییییلی ب خدا نزدیکتر میشی. خییییلی...
و حالا اگر همهی اینا رو برای رضایت خدا انجام بدی و از خودت ب خاطر رضایتش بگذری، اونوقت این نزدیک شدن رو قلباً میتونی حس کنی...
اونوقت شااااید بتونی مصداق آیهی «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً...» بشی...!
.
تو زندگی روزانهمون دنبال مصادیقش بگردیم...ب موارد زیادی برمیخوریم ک فقط ب نفع خودمون حرف زدیم یا کاری کردیم...
و خدا هیچ جایی توشون نداشته...
.
+خوب بودن و خدایی بودن سخته؛ ولی شدنیه...
فقط با گذشتن از «خود» شروع میشه...