Toy
سلام از روز نمیدونم چَندُم بعد عَروسی!
بعد از چندین و چند روز بدو بدو از قبل عروسی و این چند روزِ بعد عروسی، امروز بالاخره یه دل سیر خوابیدم
من اصلا دختر خوابالویی نیستم و کلا بنظرم بیشتر از ۷ یا ۸ ساعت خوابیدن در روز، تلف کردن وقته. حتی کم پیش میاد در طول ۲۴ساعت ۸ ساعت کامل بخوابم. همیشه هم سحر خیزم با اینکه نه دانشجو یا محصلم نه شاغلم نه بچه دارم، اما بازم سحرخیزم و در طول روز هم نمیخوابم. اما امروز صبح چشمامو که باز کردم دیدم ساعت از ۱۰ گذشته! یه کش و قوسی به خودم دادم و یه آخیش گفتم که بالاخره این عروسی هم تمام شد و یه آرامشی حاصل از ۱۰ ساعت خوابیدن دنج و بی دغدغه به رگهام تزریق شد
چندین و چند روز بود خواب درست نداشتم و استرس و اضطراب...
اما از امروز دیگه به روال عادی زندگی برگشتم
روال عادی که البته... هنوز غصه موهامو میخورم. با اینکه توی تالار از نظر رنگ موهام و مدل موهام و میکاپم خیلی از خودم راضی بودم اما موهام سلامت قبل رو نداره و این خیلی ناراحتم میکنه

این یه بغل مو... همش از سر من کنده شده موقع شونه کشی بعد از اینکه اون همه سنجاق رو از سرم باز کردم(بعد از برگشتن از تالار)
منی که انقدر مراقب موهام بودم که حتی در طول روز شاید ۱۰۰ عدد تار مو هم به زور ریزش داشتم حالا هربار بعد شونه کشی همچین صحنه هایی میبینم که قلبم به درد میاد
تو این چند روز خیلی به کوتاه کردن موهام فکر کردم... دوست دارم کوتاه کنم که تا جایی که امکان داره این قسمت های رنگ شده که آسیب دیده کات بشه و موهام دوباره خیلی زود رشد کنه و بازم سالم و قشنگ بشه... هنوز نمیدونم... هم دیدن ریزش مو ناراحتم میکنه هم فکر کردم به کوتاهی...
باید یه تصمیم خوب بگیرم هرچه زودتر