پایه ی زندگی کردن باشید...
از این‌هایی باشید که بی‌مقدمه فنجان می‌خرند و چای می‌خرند و قند می‌خرند و هرجا که رسیدند به بساط دلخوشی و شادی و تفریح فکر می‌کنند و برای دور هم بودن و کنار هم خوشحال بودن و خاطرات خوب ساختن، زمان خالی می‌کنند و اشتیاق دارند. اشتیاق داشته‌باشید برای لذت بردن، از این‌هایی باشید که حوصله‌ی زندگی کردن دارند و حوصله‌ی فیلم دیدن دارند و حوصله‌ی سفر کردن دارند و حوصله‌ی وسط مسیر توقف کردن و فرش پهن کردن و نشستن دارند و شیفته‌ی تجربه‌های تازه‌ و سرزمین‌های تازه و خیابان‌های تازه و مکان‌های تازه‌اند...
از این‌هایی باشید که تفاوت پاییز و بهار را می‌فهمند و قشنگ‌ترین ویژگی آدم‌ها را می‌بینند و همیشه به خوشایندترین گوشه‌ی ماجرا نگاه می‌کنند.
پایه‌ی زندگی کردن و ساختن و داشتن و به دست آوردن باشید و کسی باشید که جهان آدم‌های حوالی‌اش، با حضور او پویاتر و دلپذیر‌تر و قشنگ‌تر می‌شود

پ.ن کاملا بی ربط: مدتیه حس میکنم از غیبت کردن و صحبت پشت سر بقیه لذت میبرم و مثل قبلا عذاب وجدان نمی‌گیرم☹️ غیبت گناهی هست که شاید در لحظه به آدم لذت بده اما آسیب های بعدش خیلی بده مثل اعتیاد

ان شاءلله بحث همین دهه فاطمیه بازم مثل قبل ترها بیشتر به حرف زدنم توجه کنم و گوشت برادر مرده نخورم 😢