چند روز پیش یکی از اسرارم پس از سالها تلاش و ممارست برای مخفی نگه داشتنش در زندگی زناشویی، لو رفت!

بله... شوهرم منو، وقتی که داشتم دونه ی هل رو با دندون میشکستم و مینداختم توی قوری دید 😄 خشکم زد یه لحظه... بعد که دیدم دیر شده و نمیتونم صحنه رو بپیچونم در حالی که بقایای هل رو از لای دندونام میکشیدم بیرون یه لبخند پهنی زدم و گفتم عه اینجایی😬 گفت دخترررر با دندون؟؟ سرمو انداختم پایین با لحنی که مثلا انگار خیلی پشیمون و نادمم گفتم باور کن رمز طعم و مزه خوب چای ایرانی هام همینه 🙁 گفت ناواخدان بو ایشدَسَن چایچی خانیم؟ گفتم از وقتی که یادم میاد😁 فکر کنم چندشش شد ولی چیزی نگفت😁 فقط گفت وقتی مهمون داریم این کارو نکن با چاقو بشکن هل رو!! گفتم خودم میدونم بابا، فقط وقتی برای خودمون چای دم میکنم هل هاشو گاز میگیرم😄

م تا چند روز هروقت یادش میفتاد میگفت توروخدا بگو ببینم دیگه چیزهای دهنی شده به خوردم میدی 😁